السيد موسى الشبيري الزنجاني
3766
كتاب النكاح ( فارسى )
در صحيحهء ابى بصير آمده كه شخصى با زنى ازدواج كرده سپس زن ادّعا مىكند كه من مانع از ازدواج داشتم و ازدواج من باطل بوده است حضرت مىفرمايد : بعد از دخول اعتنايى به سخن زن نمىشود اما قبل از دخول اعتناء مىشود و تحقيق بايد كرد . « 1 » اين روايت مرتبط با مسئلهء ثامنه كه مسئلهء بعدى است مىباشد . پس در جايى كه ازدواج شده و دخول هم شده و زن انكار صحت ازدواج مىكند به قول زن اعتناء نمىشود و تحقيق لازم نيست . بنابراين در جايى كه ازدواج و دخول شده و زن انكار صحت ازدواج نمىكند بلكه مىگويد : ازدواج من صحيح است بالأولويه استفاده مىشود كه تحقيق لازم نيست . بنابراين ، تا اينجا ، دو صورت از روايت ابى مريم استثناء مىشود ، چون اين دو صورت اخص از روايت ابى مريم است . يكى رواياتى كه نسبت به بعد از ازدواج تحقيق را لازم نمىداند و يكى مورد بعد از ازدواج و دخول كه از صحيحهء ابى بصير بالأولوية استفاده مىشود . و مورد دوم أخصّ از مورد اول كه خاص است مىباشد . تصوير يكى از صور انقلاب نسبت در مقام يكى از صور انقلاب نسبت ، اين است كه هرگاه دو عامّ داشته باشيم كه متباينين باشند مثل اكرم العلماء و لا يجب اكرام العلماء سپس دو مخصص بر عام اوّل وارد شود مخصص اول : لا يجب اكرام فساق العلماء كه اين خاص شامل مرتكب صغيره و كبيره مىشود . مخصص دوم : لا يجب اكرام العلما المرتكب للكبيرة و اين دليل أخص از خاص است و فرض كنيم هيچكدام از اين خاصها مفهوم نداشته باشد ، بنابراين ،
--> ( 1 ) جامع احاديث الشيعة 25 / 216 باب 66 من ابواب التزويج ، ج 1 ، عن أبى بصير قال : سألت ابا جعفر عليه السلام عن رجل تزوج امرأة فقالت : أنا حبلى و أنا أختك من الرضاعة و أنا على غير عدة فقال : ان كان دخل بها و واقعها فلا يصدّقها و ان كان لم يدخل بها و لم يواقعها فليختبر و ليسأل اذا لم يكن عرفها قبل ذلك .